« ØµÙØÙ٠اصÙÙ | ÙØ¨ÙÙ: جان ترى از مرگ گريختچلسى قهرمان جام اتحاديه123072.... »
»
جادو براى بيدارى جادوگر !
123075.jpg
على عالى
نمى توان دروغ گفت. سال هاست همه علاقه مندان فوتبال در ايران و آسيا چشمانشان به «جادوگرى» است كه هر جا مى رود شماره ۸ جادويى را مى پوشد و همه را به وجد مى آورد. بازيكن تكنيكى و با استيل ايرانى كه هر مربى اى در آرزوى داشتنش است تا هر خط دفاعى را دچار زحمت كند و دل بسته به حركات ويران كننده اش، نقشه هاى متعدد براى گلزنى را امتحان نمايد. صحبت از «على كريمى» است، همان كه در پرسپوليس جادوگرى را آغاز كرد و به هر كجا پاى مى گذارد لباس قرمز بر تن مى كند و در پشت پيراهنش نوشته مى شود:
:Ali Karimi Number & آيا از او بهتر ديده ايد؟
تيره روزى هاى على كريمى در بايرن ادامه دارد و روند نزولش را همچنان حفظ كرده، او بى آنكه تغييرى كرده باشد در تمرينات حاضر مى شود، تركيب را از مربى مى شنوند و بى تفاوت بر نيمكت ذخيره تكيه مى زند و در نيمه دوم بازيها، پشت دروازه كان گرم مى كند و اصلاً مهم نيست كه در زمين حضور داشته باشد يا خير! او ادعا كرده بود فقط به خاطر قلب ميليون ها ايرانى به بازى در بايرن ادامه مى دهد اما بايد اذعان كرد او هيچ حسى براى ديده شدن و بازى كردن ندارد و بدتر قلب همه هوادارانش را به سختى به درد آورده است. كريمى از بودن در بايرن مونيخ لذت مى برد و در ميان بزرگان بودن و تماشا كردنشان را مى پسندد و به آن افتخار مى كند. مى توان تصور كرد كه ميشاييل بالاك چگونه با حسرت تكنيك ناب او را مى ديد و از خدا تقاضا داشت اندكى از اين استعداد را در اختيارش بگذارد و او جهانى را مقهور خود كند، همه فوتبال آلمان حضور يك مرد تكنيكى را در بوندس ليگا جشن گرفتند چون مردى را يافته بودند كه فوتبالشان را از خمودگى بيرون مى آورد و به هواداران زندگى و لذت ارزانى مى بخشد، فيليكس ماگات مبهوت او شده بود و بر خود مى باليد كه چنين گوهرى را به قيمت ارزان يافته است و خيلى زود به« الماس» تبديل مى كند كه در آوردگاه هاى جهانى بدرخشد و بر اعتبارش بيفزايد اما همه اين حقايق خيلى زود رنگ باخت چون على فوتبال ما بى رمق تر و بى اراده تر از آن است كه فكرش را مى كنيم. كريمى آنقدر بد ظاهر شده كه پيرمردهايى چون شول و سالى حميدزيچ او را پشت سر مى گذارند و در تركيب قرار مى گيرند ولى گويى برايش فرقى ندارد در پيرامونش چه اتفاقاتى مى افتد و اوضاع چگونه شكل مى گيرد. او بدون توجه به خواسته ها و انتظارات طرفدارانش هيچ استفاده اى از استعدادها و ظرفيت هايش نمى كند و از آن بدتر خود را به فراموشى هم مى زند.
شايد همه چيز از مصدوميت لعنتى در ورزشگاه بندرى هامبورگ آغاز شد كه در زمين گل آلود و برفى پايش پيچ خورد و هرگز نتوانست به دوران اوجش برگردد. او بيشتر بازيهاى فصل را از دست داد و مدت ها به درمان پاى مصدومش پرداخت اما هيچ پيشرفتى نداشت. با همان مصدوميت در تمرينات پيش از جام جهانى حاضر شد تا در هر جلسه تمرين با پاى يخ بسته به اتاقش برود. نتيجه اين نوع تمرين، تحويل يك على كريمى ناآماده از لحاظ جسمى و روحى بود، تا جايى كه پس از تعويض در بازى با پرتغال با لگد به ساك ورزشى حمله برد و در بازى بعد هم از حضور در ميدان سر باز زد.
پس از جام جهانى هم نتوانست انتظارات فيليكس ماگات، حامى درجه اول خود را به دست آورد و به رغم حمايت همه جانبه و حضور در ميدان، هرگز در حد و اندازه هاى واقعى اش ظاهر نشد و آرام آرام به نيمكت نشينى صرف تبديل شد. او ديگر جادوگر آسيايى نبود بلكه اصالتش را از دست داد و در فوتبال ماشينى آلمان «اسير» شد، يعنى روحش توسط فوتبال آلمان تصاحب شد، به همان سردى، به همان بى خيالى اما بدون اراده و پشتكار.
با اخراج ماگات، اوتمار هيتسفلد بر مسند مربيگرى قرار گرفت و از تكنيك او خوشش آمد و در تركيب ثابت بايرن قرار داد اما از آنجا كه جادوگر ايرانى علاقه اى به «نشان» دادن خودش ندارد خيلى زود به نيمكت بايرن چسبيد و از چشم هيتسفلد هم افتاد چون فوتبال آلمان به يك بازيكن آماده، سرحال، با اراده و مصمم نيازمند است.
آينده على كريمى در پرده اى از ابهام قرار دارد. در پايان اين فصل به احتمال بسيار زياد از مونيخ خواهد رفت و مقصد بعدش هنوز نامشخص است. گفته مى شود كه ارادت قلبى بسيارى به شيوخ عرب دارد و بدش نمى آيد تا در سرزمين اعراب دفاع حريف را برقصاند و نفت فروشان عربى بر سر و صورتش پول بريزند و او هم از خودش و فوتبالش لذت برد اما براى همه ما ايرانيان اين مسأله اصلاً مهم نيست، نگرانى بيشتر به يك على كريمى «ناآماده» در جام ملت هاى آسيا بازمى گردد كه مى تواند همانند جام جهانى، حواشى بسيارى را به همراه داشته باشد.
او مى تواند به نهايت جنجالى، خودخواه و انبارى از باروت براى ايجاد مشكل باشد و سخت مى توان قبول كرد كه در آستانه جام جهانى آنگونه برانكو را كوچك خواند اين بار به امير قلعه نويى رحم مى كند.
خبر خطر چند تكه شدن تيم ملى را از همين حالا بايد به سرمربى تيم ملى داد چون بچه شيطان هاى بوسان و بزرگ لژيونرهاى ايرانى هر كدامشان سعى خواهند نمود پايگاهى در تيم ملى بى در و پيكر ايران پيدا كنند. امير كه انواع و اقسام پست ها و سمت ها را در تيم ملى به وجود آورده و بدون اينكه هيچ كمكى از آنها بگيرد راه خودش را مى رود بايد آماده باشد كه با حضور بازيكنانى كه خودسرتر شده اند و متوجه بى سازمانى و بى سرپرستى فوتبال شده اند، تيم ملى در جام ملت ها به چندين قسمت تقسيم شود و از همانجا ضربه زدن و زمين خوردن ايران آغاز گردد.
كريمى همه را خسته كرده است، او بى اراده ترين لژيونرى است كه فوتبالمان به خود ديده است، خيلى زود اشباع مى شود و حاضر نيست تلاش بيشترى براى بالا رفتن و بهتر شدن داشته باشد. بازيكن بايرن مونيخ نمى خواهد «بهترين» باشد و هيچ حسى براى بهتر شدن از فان بومل، شواين اشتايگر، شول، هارگريوز و... ندارد و گويى آنقدر خودش را كوچك مى شمارد كه توان بالا رفتن ندارد. چنين رفتارى را در سال هاى ابتدايى حضورش در تيم ملى شاهد بوديم كه چگونه در كنار دايى، مهدوى كيا و... «بد» بازى مى كند و ديگر «خودش» نيست. او در بايرن هم در نقش يك پاس دهنده و همكار تلقى مى شود و هرگز نمى خواهد «سوپر استار» باشد و اين پايان بازيكنان ترسو و بى اراده است. كريمى تمام آرزوهاى فوتبالدوستان ايرانى را بر باد داد چون همه را نااميد كرد.
اميدوارم همه اين سطور اشتباهى بيش نباشد كه بر اساس سوء نيت و حساسيت نوشته شده باشد، آرزو مى كنم همه اين نوشته دروغى بيش نباشد و على كريمى دوباره بهترين بازيكن آسيا شود، آرزومنديم او خودش را بيابد و براى بهتر شدن تلاش كند.
شنبه شب على كريمى بعد از بازى با وولفسبورگ در ورزشگاه اليانز آره نا دوش گرفت و خسته و بى رمق به خانه اش بازگشت، بر روى تختش دراز كشيد و چشمانش را به سقف دوخت تا خوابش ببرد، او از برد بايرن هيچ لذتى نبرده چون مى داند كه حقش حضور در تركيب اصلى است اما اراده اى قوى براى اثبات شايستگى هايش ندارد، بلند شو على!
از تمرين امروز شروع كن! تو همان جادوگرى هستى كه همانند شماره پيراهنت همه را به دور هم مى پيچد!
» تعداد ÙØ¸Ø±Ø§Øª: 0
ÙØ¸Ø±Ù ÙØ¯Ø§Ø±ÙدØ
<< ØµÙØÙ٠اصÙÛ ÙØ¨Ùاگ